دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی

دانلود کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

⦁ در زندگی ام هیچ چیز سر جایش نیست
هرگز نمی توانم کاری را که می خواهم انجام دهم. من نمی توانم کسی را راضی کنم من نمی دانم چه کاری می خواهم انجام دهم. هیچ وقت برای من وقت مناسبی نیست. نیازها و خواسته های من همیشه کنار گذاشته می شوند. من فقط این کار را انجام می دهم تا آنها را راضی کنم. من فقط یک درب برای رد شدن دیگران هستم. هیچ کس اهمیتی نمی دهد که من می خواهم چه کاری انجام دهم. من هیچ استعدادی ندارم و نمی توانم کاری درست انجام دهم. تمام کاری که من می کنم این است که تعلل می کنم. هیچ وقت هیچ چیز به درد من نمی خورد و غیره … . به علاوه هر چیز دیگری که ممکن است شما خودتان آن را ایجاد کرده باشید. همانند موارد بالا همه اینها را نیز هم شنیده ام. هر وقت از درمانجوی جدیدی می پرسم که در زندگی او چه می گذرد ، معمولاً یکی از پاسخ های فوق را دریافت می کنم. یا شاید چندین مورد از این پاسخ ها همراه با هم باشد. آنها واقعاً فکر می کنند مشکل را می دانند. اما من می دانم که این شکایات تنها اثرات بیرونی الگوهای فکری درونی است. در زیر الگوهای فکری درونی یک الگوی عمیق تر و اساسی تری وجود دارد که اساس همه تأثیرات بیرونی است. وقتی برخی سوالات اساسی را می پرسم به کلماتی که آنها استفاده می کنند گوش می دهم:
⦁ چه اتفاقی در زندگی شما می افتد؟
⦁ سلامتی شما در چه وضعیتی است؟ دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی
⦁ برای امرار معاش چه کار می کنی؟
⦁ آیا کار خود را دوست دارید؟
⦁ وضع مالی شما چطور است؟
⦁ روابط عاشقانه شما چگونه است؟
⦁ رابطه آخر چگونه پایان یافت؟
⦁ و رابطه قبل از آن ، چگونه پایان یافت؟
⦁ به طور خلاصه از دوران کودکی خود بگویید.
حالت های بدن و حرکات صورت را تماشا می کنم. اما بیشتر من واقعا به کلماتی که می گویند گوش می کنم. افکار و کلمات تجربیات آینده ما را ایجاد می کنند. وقتی به صحبت های آنها گوش می دهم ، به راحتی می فهمم که چرا این مشکلات خاص را دارند. کلماتی که بیان می کنیم نشانگر افکار درونی ما هستند. بعضی اوقات ، کلماتی که آنها استفاده می کنند با تجربیاتی که توصیف می کنند مطابقت ندارد. سپس می دانم که آنها یا با آنچه واقعاً در جریان است ارتباط ندارند یا به من دروغ می گویند. هر یک از آنها نقطه شروع است و به ما مبنایی می دهد که از آن شروع کنیم.

⦁ تمرین : من باید
کار بعدی که انجام می دهم این است که به آنها یک کاغذ و قلم بدهم و از آنها بخواهم که بالای یک کاغذ بنویسند:
من باید

دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی

 

آنها باید لیستی از پنج یا شش راه با شروع کلمه “من باید” تهیه کنند. برای برخی از افراد این کار دشوار است و برخی دیگر آنقدر موارد زیادی برای نوشتن دارند که متوقف کردن آنها دشوار است. سپس از آنها می خواهم که لیست را یک به یک برای من بخوانند ، و هر جمله را با “من باید” شروع می شود … ” وقتی آنها هرکدام را می خوانند ، می پرسم ، “چرا؟” پاسخهایی که ارائه می شوند جالب توجه هستند ، مانند:
⦁ مادرم گفت باید
⦁ چون می ترسم این کار را نکنم.
⦁ چون باید کامل باشم.
⦁ خوب ، همه باید این کار را انجام دهند.
⦁ چون من خیلی تنبل ، خیلی کوتاه ، خیلی بلند ، خیلی چاق ، خیلی لاغر ، خیلی ابله ، خیلی زشت ، خیلی بی ارزش هستم.
این پاسخ ها به من نشان می دهد که آنها در عقاید خود کجا گیر کرده اند و فکر می کنند محدودیت های آنها چیست. من هیچ توضیحی در مورد پاسخ آنها نمی دهم. وقتی لیست آنها کامل شد ، من در مورد کلمه “باید” صحبت می کنم. ببینید ، من معتقدم که کلمه باید یکی از آسیب زننده ترین کلمات در زبان ما باشد. در واقع هر وقت که از باید استفاده کنیم ، در واقع داریم از کلمه “اشتباه” استفاده می کنیم. یا اشتباه کرده ایم یا اشتباه می کنیم یا قرار است اشتباه کنیم. فکر نمی کنم ما در زندگی خود به اشتباهات بیشتری احتیاج داشته باشیم. ما باید آزادی انتخاب بیشتری داشته باشیم. من می خواهم کلمه باید را بگیرم و آن را برای همیشه از واژگان حذف کنم. من آن را با کلمه “می توانست” جایگزین کنم. “می توانست” به ما حق انتخاب می دهد و ما هرگز اشتباه نمی کنیم.
سپس از آنها می خواهم که لیست را هر بار یک بار بخوانند ، به جز این که هر جمله را با گفتن این جمله آغاز می کنند: “اگر واقعاً می خواستم ، می توانستم ………………………. .” این نوع جمله بندی کاملاً موضوع را جدید و واضح می کند. در حالی که آنها این کار را انجام می دهند ، من به آرامی از آنها می پرسم ، “چرا شما نتوانستید؟” اکنون پاسخ های مختلفی می شنویم :
⦁ من نمی خواهم
⦁ میترسم.
⦁ نمی دانم چگونه
⦁ چون من به اندازه کافی خوب نیستم.
⦁ و غیره
ما اغلب می بینیم که آنها سالهاست که به خاطر کاری که هرگز نخواسته اند انجام دهند ، خود را ناراحت کرده اند. یا اینکه آنها انتقاد کرده اند که چرا کاری را انجام نداده اند که شروع آن هرگز فکر آنها نبوده است. غالباً این فقط کاری بود که شخص دیگری می گفت “باید” انجام دهد. آنها به وضوح می بینند هنگامی که “باید” را از لیست حذف می کنند به چه آرامشی دست پیدا می کنند. به همه افرادی که سعی می کنند سالها خودشان را مجبور به شغلی کنند که حتی آن را دوست ندارند ، نگاه کنید فقط به این دلیل که والدین آنها گفته اند “باید” دندانپزشک یا معلم شوند. چقدر احساس حقارت کرده ایم زیرا به ما گفته شده است که “باید” مانند بعضی از اقوام باهوش تر یا ثروتمندتر یا خلاق تر باشیم. چه چیزی در لیست ” باید” شما وجود دارد که با کنار گذاشته شدن آن احساس آرامش می کنید؟ وقتی این لیست کوتاه را مرور کردیم ، آنها شروع به نگاه کردن به زندگی خود به روشی جدید و متفاوت می کنند. متوجه می شوند که بسیاری از کارهایی که فکر می کنند “باید” انجام دهند کارهایی است که هرگز نمی خواستند انجام دهند و آنها فقط سعی داشتند دیگران را راضی کنند. بارها به این دلیل است که آنها می ترسند یا احساس می کنند به اندازه کافی خوب نیستند. اکنون مشکل تغییر کرده است. من روند رها شدن از احساس “اشتباه” بودن را شروع کرده ام زیرا آنها با استانداردهای شخص دیگری مطابقت ندارند. بعد شروع می کنم به شرح فلسفه زندگی ام برای آنها همانطور که در فصل یک توضیح دادم. من معتقدم زندگی واقعاً خیلی ساده است. از هر دستی که بدهیم ، ازهمان دست می گیریم. کائنات کاملاً از هر اندیشه ای که برای اندیشیدن و باور کردن انتخاب می کنیم حمایت می کند. هنگامی که کودک هستیم ، به ما می آموزد که چگونه با واکنش بزرگسالان اطراف خود نسبت به خود و زندگی چه احساسی داشته باشیم. این اعتقادات هرچه باشند ، با بزرگتر شدن آنها به عنوان تجربه بازآفرینی می شوند. با این حال ، ما فقط با الگوهای فکری سر و کار داریم و نقطه قدرت همیشه در لحظه حال است. تغییرات می تواند در این لحظه آغاز شود. دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی

⦁ دوست داشتن خود
من در ادامه توضیح می دهم که مهم نیست که مشکل آنها چه باشد ، فقط یک چیز وجود دارد که من با هرکسی روی آن کار می کنم ، و این عشق ورزیدن به خود است. عشق درمان معجزه آسایی است. دوست داشتن خود در زندگی معجزه می کند. من در مورد پوچی یا تکبر یا گیر افتادن صحبت نمی کنم ، زیرا این عشق نیست. این فقط ترس است. من در مورد احترام زیاد به خود و قدردانی از معجزه بدن و ذهن خود صحبت می کنم. “عشق” برای من قدردانی است تا حدی که قلبم را سرشار و مملو از هیجان می کند. عشق می تواند به هر مسیری برود. من می توانم عشق را به همه این ها احساس کنم :
⦁ خود روند زندگی
⦁ لذت زنده بودن
⦁ زیبایی که می بینم
⦁ فرد دیگری
⦁ دانش
⦁ روند ذهن
⦁ بدن ما و نحوه کار آنها
⦁ حیوانات ، پرندگان ، ماهی ها
⦁ پوشش گیاهی در همه اشکال آن
⦁ جهان و نحوه کار آن

چه چیزی می توانید به این لیست اضافه کنید؟ بیایید به برخی از راه هایی که خودمان را دوست نداریم نگاه کنیم:
⦁ ما بی وقفه خودمان را سرزنش و انتقاد می کنیم.
⦁ ما با غذا ، الکل و داروها با بدن خود را بدرفتاری می کنیم.
⦁ ما تصمیم می گیریم باور کنیم که دوست داشتنی نیستیم.
⦁ ما از طلب پرداخت هزینه مناسب برای خدمات خود می ترسیم.
⦁ ما در بدن خود بیماری و درد ایجاد می کنیم.
⦁ ما در مورد مواردی که به نفع ما باشد ، تعلل می کنیم.
⦁ ما در هرج و مرج و بی نظمی زندگی می کنیم.
⦁ ما بدهی و فشار برای خودمان به وجود می آوریم.
⦁ ما معشوقه و همسرانی را انتخاب می کنیم که ما را تحقیر می کنند. دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی
حال ببینید راه های شما چیست؟
اگر به هر طریقی خیر و صلاح خود را انکار کنیم ، این یعنی که خودمان را دوست نداریم. یادم می آید درمانجو ای بود که با او کار کردم و عینک می زد. یک روز یک ترس قدیمی از دوران کودکی اش را افشا کردیم. روز بعد او بیدار شد و دید لنزهای چشم هایش او را آزار می دهد و چشمانش کاملا خوب شده است. او به اطراف نگاه کرد و فهمید که بینایی او کاملاً به قبل برگشته است. او کل روز دائماً می گفت ، “من آن را باور نمی کنم ، من آن را باور نمی کنم.” روز بعد او دوباره به حالت قبل بازگشت و مجبور شد عینکش را بزند. ضمیر ناخودآگاه ما شوخ طبعی ندارد. او نمی توانست باور کند که بینایی خود را خودش درمان کرده است.
کم شمردن ارزش خودمان بیان دیگری از دوست نداشتن خود است. تام هنرمند بسیار خوبی بود و مشتری های ثروتمندی داشت که از او می خواستند یک یا دو دیوار را در خانه هایشان را تزئین کند. با این حال او به نوعی همیشه پرداخت قبض هایش به عقب می افتاد. حرف همیشگی او این بود که وی هرگز زمان لازم را برای تکمیل کارش نداشته است. هرکسی که خدماتی را ارائه می دهد یا یک محصول منحصر به فردی را خلق می کند، می تواند هر قیمتی را که می خواهد در ازای آن طلب کند. افراد ثروتمند دوست دارند برای آنچه می گیرند هزینه های زیادی بپردازند. به آیتم ارزش بیشتری می دهد. مثالهای بیشتر: دانلود رایگان کتاب شفای زندگی از لوییز هی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *